من صدای فریادِ درون را شنیدم، همان وقت انسان بودن را توانستم.
صدایی از اعماق، از باطن، از حقیقت.
وقتی که آن صدا بر من آشکار شد، تمام رنج هایی که روحم در طی سال ها متحمل شده بود در برابر چشم های ناچیز آمد.
و وقتی که صدا قطع شد، دوباره همان انسانِ درمانده ای شدم که رنج میکشد اما لحظه ای بارش را زمین نمیگذارد.
رنج میکشد تا خالص بماند، خالص بماند تا صدا هارا بشنود و هدایت شود و منجی باشد.