پاییز و زمان
بعد از طوفانِ فکری ای که از سر گذراندم، بعد از شب های بخوابی ای که داشتم، این جرقه ذهنم را روشن کرد که زمان نه فقط ارزشمندترین دارایی من است، بلکه تنها دارایی من زمان است. نمیخواهم از صد سال دیگر حرف بزنم که حتی مولکولی از وجودِ هشیارِ من باقی نمانده است؛ حتی رسیدن به اهداف هم زمانِ مشخصی دارد. مثلا این هدف که نمره ی آیلتسم را تا دو ماه آینده بگیرم تنها برای دو ماه آینده ام معنا دارد، بعد از آن، مثلا سال آینده، رسیدن به این هدف معنایش را به کلی از دست میدهد. زمان تنها دارایی من است که به تمامی اهدافم معنا میدهد.
اما ماهیت اصلی دنبال کردن هر هدف در زندگی چیست؟ شکوفایی؟ اصالت؟ به زیستی؟ زندگی اخلاقی؟ رضایت؟ همه یا بخشی از اینها؟ پس درواقع دنبال کردن اهداف در زمانی مشخص، فارغ از تمام جنبه هایی که خودِ آن هدف به ارمغان میاورد،مفاهیمی مثل رضایت و خودشکوفایی را در پی دارد.